شنبه 31 فروردین 1391
پنجره ...

باز كن پنجره را ، و به مهتاب بگو
صفحه ذهن كبوتر آبي ست ، خواب گل مهتابي ست ...
اي نهايت در تو ، ابديت در تو
اي هميشه با من ، اي هميشه بودن ...
باز كن چشمت را ، تا كه گل باز شود
قصه زندگي آغاز شود ، تا كه از پنجره چشمانت
عشق آغاز شود ، تا دلم باز شود...
دلم اين جا تنگ است ، دلم اين جا سرد است
فصل ها بي معني ، آسمان بي رنگ است ...
سرد سرد است اين جا ، باز كن پنجره را
باز كن چشمت را ، گرم كن جان مرا ...
اي هميشه آبي ، اي هميشه دريا
اي تمام خورشيد ، اي هميشه گرما ...
سرد سرد است اين جا ، باز كن پنجره را
اي هميشه روشن ، باز كن چشم من ....
"اردلان سرافراز"
+ نوشته شده در ساعت توسط حمید
|
www.facebook.com/hamid3241