پنج شنبه 21 مهر 1390
آب و آتش
آب و آتش نسبتي دارند جاويدان
مثل شب با روز…
اما از شگفتي ها
ما مقدس آتشي بوديم و آب ، زندگي ما
آتشي با شعله هاي آبي زيبا
آه...
سوزدم تا زنده ام يادش ، که ما بوديم
آتشي سوزان و سوزاننده و زنده
چشمه اي بس پاک و روشن
هم فروغ و فر ديرين را فروزنده
هم چراغ شب زداي معبر فردا
آب و آتش نسبتي دارند ديرينه
آتشي که آب مي پاشند بر آن ، مي کند فرياد
ما مقدس آتشي بوديم ، بر ما آب پاشيدند
آب هاي شومي و تاريکي و بيداد
خاست فريادي و درد آلود فريادي
من همان فريادم ، آن فرياد غم بنياد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، اين از ياد
که آتشي بوديم بر ما آب پاشيدند
گفتم و مي گويم و پيوسته خواهم گفت
همچنان که رفته است و مي رود بر باد...
مهدی اخوان ثالث
+ نوشته شده در ساعت توسط حمید
|
www.facebook.com/hamid3241