شنبه 11 آذر 1391
ارمغان تاریکی ...

چه در دل من ، چه در سر تو
من از تو رسیدم به باور تو
تو بودی و من ، به گریه نشستم برابر تو
به خاطر تو ، به گریه نشستم بگو چه کنم …
نه بی تو سکوت، نه بی تو سخن
به یاد تو بودم ، به یاد تو من
ببین غم تو ، رسیده به جان و دویده به تن
ببین غم تو ، رسیده به جانم بگو چه کنم ...
+ نوشته شده در ساعت توسط حمید
|
www.facebook.com/hamid3241