شنبه 22 مهر 1391
دل متروک ...

اشک من پیرهنتو تر کرده
همه جا عطر تو پیچیده ولی
دل دیگه غربتو باور کرده ...
مثل اون پرنده ی شکسته بال
دل من بعد تو بی لونه شده
با تو بی قراره و بی تو بی قراره
دل من راس راسی دیوونه شده ...
امشبم میون این خاطره های سردم
بی رمق دنبال اون حادثه ای میگردم
که نفهمیدم و کی کجا تو رو ازم گرفت
دست تو جدا شد و نگاهتو گم کردم ...
چرا باید وقتی خونه دلت متروکه
واسه در زدن باید دنبال یک بهونه گشت
وقتی راه نداره چشمام به حریم قلب تو
چه جوری میشه پی یه فرصت دوباره گشت ...
+ نوشته شده در ساعت توسط حمید
|
www.facebook.com/hamid3241