سه شنبه 1 شهریور 1390
ای گریز ناگزیر ...
به تو از تو می نویسم ، به تو ای همیشه در یاد
ای همیشه از تو زنده ، لحظه های رفته بر باد
وقتی که بن بست غربت ، سایه سار قفسم بود
زیررگبار مصیبت ، بی کسی تنها کسم بود
وقتی از آزار پاییز ، برگ و باغم گریه می کرد
قاصد چشم تو آمد ، مژده ی روییدن آورد
به تو نامه می نویسم ، ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو ، گم شد و به قصه پیوست
ای همیشگی ترین عشق ، در حضور حضرت تو
ای که می سوزم سراپا ، تا ابد در حسرت تو
به تو نامه می نویسم ، نامه ای نوشته بر باد
که به اسمت چو رسیدم ، قلمم به گریه افتاد
ای تو یارم ، روزگارم ، گفتنی ها با تو دارم
ای تو یارم ، از گذشته یادگارم
در گریز ناگزیرم ، گریه شد معنای لبخند
ما گذشتیم و شکستیم ، پشت سر پلهای پیوند
در عبور از مسلخ تن ، عشق ما از ما فنا بود
باید از هم می گذشتیم ، برتر از ما عشق ما بود
اردلان سرافراز
www.facebook.com/hamid3241